کاش قدرشناس نعمات خدا بودیم...

صدای شکستن را به خاطر بسپار...

هنگامی که دل کسی را میشکنی...

صدای شکستن را به خاطر بسپار...

تا هنگامی که دلت را شکستند...

رو به آسمان فریاد نزنی

خدایا

به کدامین گناه ؟

...........................

انسان موجود فراموشکاریه ،وقتی به مشکلی برمیخوره شاکی میشه اونم از کی؟از خدا

که چرا من ؟در حالی که خود خداوند وعده داده جزای بعضی از گناهان رو تو این دنیا به

انسان میده چه خیر چه شر.

پس چه خوبه ما انسانهای فراموشکار هر شب قبل خواب کمی به اعمالی که در طی

روز انجام دادیم فکر کنیم ومثل یه قاضی خوب اعمالمون رو بسنجیم قبل از اینکه در برابر

عادلترین قاضی یعنی خدا حاضر بشیم .وقتی خودمون اعمالمون رو میسنجیم وقت برای

جبران کارای خطایی که انجام دادیم رو داریم اما وقتی روز قیامت در مقابل خداوند باید

جوابگو باشیم هیچ راه برگشت و جبرانی نداریم .

شبای قدر نزدیکه شبایی که دعا مستجاب میشه پس چه خوبه در حق هم دعا کنیم و

تو این شبا از خداوند منان بخوایم که از گناهان ریز و درشتی که تا حالا انجام دادیم و

خیلیهاش رو هم فراموش کردیم  بگذره و ما رو ببخشه و سعی کنیم دیگه سمت گناه

نریم.

التماس دعا.

 

 

 

/ 34 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مائده

بگــذار بیـــاید بگـذار بیــاید، از در ، دیـــوار، کنــج و کلیــد از هـــر طـرف که می خواهــــــــــد درد، درد اسـت دل خـــوش مکـن به وارونــــــــــــه خـوانـدنـش تنهـا تـــویی و تنهـــایی ات تـویی و بـــــــارانِ پشــت ِ پنجــــره دوربیــــــــن را بچرخــان کلیــد را لمــس کـن حـــرکـت... زندگـــی آغــــــــــاز می شـود دیگـر بـار در شکـوه ِ چشمــانت وجـــودِ پـر مهــرت و دســت هـــای تــــــــو بـرای گشــودن ِ درهـــــــایِ دردنـــاک ِ جهــان کافـــی اسـت

ستاره1

باز امشب عشق تنها می شود زخم سهمن فرق مولا می شود آفتاب عشق گلگون می شود سینه سجاده پرخون می شود پشت نخل آرزو خم می شود داغ حسرت سهم آدم می شود جاده می ماند غریب و بی سوار ذوالفقار عدل می گیرد غبار سلام شهادت مولای متقیان امام علی ع تسلیت باد

۩ کلبه تنهایی ۩

وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی

ستاره1

ی تو، مهتاب*شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل*خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشۀ ماه فروریخته در آب شاخه*ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید، تو به من گفتی: ـ «از این عشق حذر كن! لحظه*ای چند بر این آب نظر كن، آب، آیینۀ عشق گذران است، تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است، باش فردا، كه دلت با دگران است! تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!» با تو گفتم:* «حذر از عشق!؟ - ندانم سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد، چون كبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .» باز گفتم كه : «تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و

۩ کلبه تنهایی ۩

آدم ها برای هم سنگ تمام میگذارند.... اما نه وقتی که در میانشان هستی نه آنجا که در میان خاک خوابیدی.... " سنگ تمام " را میگذارند و میروند....

ریا

سلام از وبلاگتون خیلی خوشم اومد لطفا به من هم سر بزنین خیلی خیلی خوشحال میشم اگه نظرتونو بدونم و باهم تبادل لینک کنیم ممنونم..

ستاره1

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند وان که این کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوار بماند بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی شد که باز آید و جاوید گرفتار بماند حافظ