من بدهکار توام ای مادر

من بدهکار توام ای مادر

همه جانی که به من بخشیدی

لحظاتی که برای امن من جنگیدی

و بدهکار توام عمرت را

روزهایی که ز من رنجیدی

اشکها دزدیدی ،و به رویم خندیدی

من بدهکار توام ای مادر

 

مادرم ای همه ی زندگی من ،چشمانت را میبوسم که هر لحظه ی

زندگی نگران من بود

، بوسه بر دستانت میزنم که همواره پناه من بود وقتی به آغوش

مهربانت روی میآوردم و از خداوند میخواهم کمکم کند تا بتوانم گوشه

ای تنها گوشه ای از محبتهایت را جبران کنم.

 

 

 

 

/ 42 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سینا

هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم و احساس می کنم تو هم همین احساس را داریدوری، فاصله و فضا بین ماستو تو این را نشان دادی و ثابت کردینزدیک، دور، هر جایی که هستیو من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپدیک بار دیگر در را باز کنو دوباره در قلب من باشو قلب من به هیجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شدما می توانیم یک باره دیگر عاشق باشیمو این عشق می تواند برای همیشه باشدو تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیردعشق زمانی بود که من تو را دوست داشمدوران صداقت، و من تو را داشتمدر زندگی من، ما همیشه خواهیم تپیدنزدیک، دور، هرجایی که هستیمن باور دارم که قلب هایمان خواهد تپیدیک بار دیگر در را باز کنو تو در قلب من هستیو من از ته قلب خوشحال خواهم شدتو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارممی دانم قلبم برای این خواهد تپیدما برای همیشه باهم خواهیم بودتو در قلب من در پناه خواهی بودو قلب من برای تو خواهد تپید !!

گیــتی

دیگر این پنجره بگشای که من به ستوه آمدم از این شب تنگ دیرگاهی ست که در خانه همسایه من خوانده خروس وین شب تلخ عبوس می فشارد به دلم پای درنگ

سینا

دلم شکسته دلم شکسته .......... شيشه ای می شکند... يک نفر می پرسد...چرا شيشه شکست؟ مادر می گويد...شايد اين رفع بلاست. يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل يک کودک شيطان آمد. شيشه ی پنجره را زود شکست. کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ی مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد... تکه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما امشب ديدم... هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم می پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ی پنجره هم کمتر است؟ دل من سخت شکست اما، هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد.. چرا ؟.....

سینا

می خوام بکشم کنار ... آروم آروم ... پاور چین پاور چین .... دور شم از این همه هیاهو ... دور شم از این همه آدم ... و باز ... فقط من باشم و. ... خدایی و ... یه عکس مچاله شده از تو ... !! زیبا خیلی بد شدم ... توقع م ... زیادی ... زیاد شده ... راستش ... خودمم خسته شدم ... از این همه تکرار .........

سینا

شقایق گفت با خنده:نه بیمارم،نه تبدارم,اگرسرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم,گلی بودم به صحرایی،نه با این رنگ و زیبایی,نبودم آن زمان هرگز،نشان عشق و شیدایی,یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود,وصحرا در عطش میسوخت،تمام غنچه ها تشنه,و من بی تاب و خشکیده،تنم در آتشی میسوخت,ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته,و عشق از چهره اش,پیدای پیدا بود,ز آنچه زیر لب میگفت،شنیدم سخت شیدا بود,نمیدانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود اما,طبیبان گفته بودند,اگر یک شاخه گل آرد,از آن نوعی که من بودم,بگیرند ریشه اش را و بسوزانند,شود مرهم برای دلبرش آن دم,شفا یابد,چنانچه با خودش میگفت,شبی کوه و بیابان را,شبی صحرای سوزان را,به دنبال گلش بوده و یکدم هم نیاسوده,که افتاد چشم او ناگه بروی من,بدون لحظه ای تردید,شتابان شد به سوی من,به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد,به ره افتاد و او میرفت و من در دست او بودم,و او هر لحظه سر را روبه بالا ها تشکر از خدا میکرد,پس از چندی,هوا چون کوره آتش،زمین میسوخت,و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام میسوخت,به لب هایی که تاول داشت،گفت:اما چه بایدکرد؟ در این صحرا که آبی نیست,به جانم هیچ تابی نیست,اگر گل ریشه اش

مهدی

عشق،فقط رمانتیک بودن، روشن کردن شمع سر میز شام و دست در دست هم قدم زدن نیست..... در واقع عشق حقیقی یعنی: یک عمر همدلی،تعهد و اعتماد... [ماچ][قلب][گل]

مهدی

عشق،فقط رمانتیک بودن، روشن کردن شمع سر میز شام و دست در دست هم قدم زدن نیست..... در واقع عشق حقیقی یعنی: یک عمر همدلی،تعهد و اعتماد... [ماچ][قلب][گل]

ستاره1

سلام بازهم آدیینه ای آمد ولی مهدی کجاست ؟یک نفر میگفت مهدی جمعه ها در کربلاست رو به سوی کربلا کردم که فریادش زنم باز هم با ندبه ای از هجر مولا دم زنم آمد از سویی ندایی آی اهل انتظار اندکی دیگر صبوری میرسد دیدار یار.اللهم عجل لولیک الفرج

ستاره1

بر هر چه به غير عشق پا بگذاريد دست دل خويش در حنا بگذاريد عاشق بشويد، مردم! عاشق بشويد يك نام خوش از خويش به جا بگذاريد جلیل صفربیگی

امیر افشارزاده

کاش می شد جبران کرد ، من هنوز طعم غذاهای مادرم که سرشار از عشق و محبت بودن رو حس می کنم. ممنون.