گذشته ...حال..آینده

یاد روزای کودکی بخیر یاد روزهایی که پر بود ازشور و نشاط و سرزندگی

.روزهایی که قهرو آشتیها هم توش شیرین بود و بعد از یه دعوای بچه

گونه فقط با یه لبخند و کمی خجالت و یه ببخشید همه چیز برمیگشت

به حالت قبل باز هم دوستی و محبت و .....

روزهایی که راحت میتونستی بگی چته و وقتی کسی ازت میپرسید

چرا ناراحتی خیلی راحت علت ناراحتیت رو میگفتی و شاید هم با کمی

گریه خودت رو سبک میکردی کاری که تو این سن انجام دادنش سخته

چون دیگه مشکلات هم پا به پای ما بزرگ شدن واحساساتمون پیچیده

تر و پیدا کردن کسی که همدم و سنگ صبور باشه کاری بس دشوار.

نمیدونم شایدم خودمون سختش کردیم. گاهی چیزایی تو دل آدم

میمونه که شاید هیچوقت به هیچ کس نتونه بگه و گهگاه که ناخود آگاه

به ذهن میان میشن باعث عذاب .چه میشه کرد گردش روزگار همینه و

شاید چند سال بعد دلمون برای این روزای پرانرژی و شیطنتهاش  تنگ

بشه و با خودمون بگیم یاد روزای جوونی بخیر که چه نشاطی داشتیم

کاش قدرشو میدونستیم . اما حیف که ما آدما عادت کردیم

همیشه حسرت گذشته رو بخوریم پس چه خوبه که به جای حسرت

خوردن تلاش کنیم از زمانحال کمال استفاده رو ببریم .کاری که امیدوارم

خودم هم بتونم بهش عمل کنم چون نمیدونم چقدر دیگه زمان برای

زندگی تو این دنیا دارم .

 

/ 60 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سینا

آپم بایه مطلب ناچیز حرف دلمه بدو بیا

زمین

سلاااااام هنوز نه آپیدی[زبان][قلب]

سینا

[گل][گل][گل][گل]

تیـــــ♥ـــــرداد

سلام...با افتخار لینک شدی عزیزم[بغل] غریبه نیستم...فقط میخوام مجهول باشم[عینک] پسر هم نیستم[پلک]

سینا

شب آرزوهاست خدایا به حق این شب عزیز همه رابه آرزوهایشان برسان خدایا ما را ان ده که آن به خدایا شیرینی بخشش و محبت را به ما بچشان [گل]

رهام

آپ قشنگی بود ... سپاس[گل] ---------------------------------------------------------------------------- عادت...! نمیدونم ما ایرانیا اینجوری هستیم یا همه آدما اینجورین!؟ عادت میکنیم به سکوت... عادت میکنم به تنهایی ... عادت میکنیم به غمگین بودن... عادت میکنیم به اینکه لحظه های تلخ زندگیمونو بزرگنمایی کنیم... از خاطرات تلخ بنویسیم... از شکست... از نا امیدی... چرا ما آدما اینجوری شدیم...؟

سيروس اشكاني

عالي بود ، كاملاً با نتيجه گيري شما موافقم . ان شاء الله صدسال با عزت زنده باشي .

ستاره1

سلام دیگر بوی بهار هم سرحالم نمی کند چیزی شبیه گریه زلالم نمی کند آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چکار ؟ وقتی که سنگ هم رحمی به بالم نمی کند

امیر افشارزاده

واقعا واقعا ، من آرزومه برگردم. ممنون

حسین

حرفات طلاست مامان من[بغل][قلب]